ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

15

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

اين كار را انجام مىدادند اينست كه سوداگرى فقط به خريد و فروش نيازمنديهاى ضرور زندگانى و پارچه كه بسيار گران شده بود منحصر بود . افزون بر اين ، اين خريد و فروش تنها در اثر ترس از افغانان انجام مىگرفت . اينان در اثر دزدىها و تعدىهايشان مبالغى هنگفت پول به چنگ آورده بودند . انتظار نمىرفت كه در دوران اين حكومت براى مدت زمانى دراز بهاى نيازمندىهاى زندگانى كاهش پيدا كند به خصوص كه مؤسساتى كه مصرف بيشترى داشتند مواد نيازمندىهاى خود را مستقيما از روستاها و بيش از حد نيازشان فراهم مىكردند . آن‌چنان كه مردم تنگدست و خارجيان با دشوارى بسيار دست به گريبان مىشدند . در يكم سپتامبر 1725 كسى به نام حاجى حاجيان « 8 » از اصفهان با شكوه تمام به ايلچبگرى به دربار سلطان عثمانى باب عالى فرستاده شد . اما نوئل « 9 » كه از خاندان شريمان « 10 » بود و دستيارانى از ارمنيان داشت اين ايلچى را همراهى و خدمت مىكرد . بنا به خبرهاى رسيده ، ايلچى به همدان رسيده و كريم مصطفى پاشا به گرمى او را پذيرفته بود . اما ناچار شده بود كه به خرم‌آباد نزد احمد پاشا برود . و از آنجا به دستور احمد پاشا راهى استانبول شد گفته مىشد كه ايلچى دستور دارد كه معاهده‌اى را كه ميان شاه عباس و باب عالى به امضاء رسيده بوده مؤكد گرداند . گذشت زمان نشان خواهد داد كه در اين كار تا چه حد توفيق خواهد يافت . در اصفهان دربارهء جا به جائى سپاهيان در گرمسيرات شايعاتى بر سر زبانها بود اما تا زمان رسيدن نامهء مورخ 31 اوت 1725 از گمبرون اين شايعات تأييد نشد . اسخارور نوشت كه تقريبا ممكن نيست من متقاعد شوم كه اين دروغ نيست كه هزار نفر نيروى تقويتى از اصفهان به شيراز فرستاده شده تا ببينند آيا مىتوانند شيراز را حفظ كنند و آنچه را مىخواهند بگيرند . آقا محمد ، وكيل باشى پيشين زبردست خان

--> ( 8 ) - بنا به گفتهء لكهارت فصل 21 نام اين مرد عبدالعزيز بوده است . ( 9 ) - EMANUEL ( 10 ) - Shariman